می میرم برات ...
نمیدونستی می میرم بی تو و بدون چشات ...
رفتی از برم ...
تو نمیدونستی که دلم وصله به ساز صدات ...
آرزومه که نمیدونستی که من می میرم برات ...
می میرم برات ...
عاشقم هنوز ...!!!
نمی خواستی که بمونی یا بسوزی به ساز دلم ...
گفتی من میرم ...
تو میخواستی بری تا فرداها یار خوشگلم ...
برو راهی نیست تا فرداها برو خوشگلم ...
برو خوشگلم ...
سفرت بخیر ...
اگه میری از اینجا تک و تنها به یه شهر دور ...
برو که رفتن بدون ما می رسه به یه دنیا نور ...
سفرت بخیر ...
برو گر شکستی ز من می تونی دوباره بساز ...
ازدلی شکسته و نا امید و خسته تو باز برو ...
تو بازم برو ...
نمیخوام بیایی ...
نمیخوام میونه تاریکیه من تو حروم بشی ...
نمیخوام ازت ...
نمیخوام مثل یه شمع بسوزی برام تا تموم بشی ...
برو تا بزرگی میخوام که فقط آرزوم بشی ...
می میرم برات می میرم برات می میرم برات ...