شعر2
نویسنده: آرین-بیتا(چهارشنبه 85/8/10 ساعت 2:6 صبح)
خفاش شب شومم
از تاریکی هراسی نیست
جغد سفید امشب
روی شاخه بید نشست
می خواهم تا صبح
بیدار باشم
طلوع خورشید را ببینم
تا با هم گپی داشته باشیم
تا از یارش بپرسم
از رنگین کمان
چرا رنگهایش همه پرید
تا از کوه آرزوها
کوه استقامت بپرسم
چرا مثل پنبه زده شده
روی زمین ولو شد
از دریای عشق
دریای محبت بپرسم
چرا ماهی دریایی اش
دلگیر و بی پولک شده
تا بپرسم
چه آمد بر سر باران
لیست کل یادداشت های این وبلاگ