خورجین عاشق
نویسنده: آرین-بیتا(دوشنبه 85/10/4 ساعت 9:21 عصر)
ببین ای بانوی شرقی
ای مثل گریه صمیمی
همه هرچی دارم اینجاست
تو این خورجین قدیمی
خورجینی که حتی تو خواب
از تنم جدا نمیشه
مثل اسم و سر نوشتم
دنبالم بوده همیشه
بانوی شرقی من
ای غنی تر از شقایق
مال تو ارزونیه تو
خورجین قلب این عاشق
توی این خورجین کهنه
شعر عاشقانه دارم
برای تو و اسمت
یک کتاب ترانه دارم
یک سبد گل دارم اما
گل شرمو گل خواهش
تنی ازعاطفه سیراب
تنی تشنه نوازش
این بوی قریب راه نیست
بوی آشنای عشقه
تپش قلب زمین نیست
این صدا صدای عشقه
اسم تو داغی شرمه
تو فضای سرد خورجین
خواستن تو یه ستاره است
پشت این ابرهای سنگین
خورجینم اگه قدیمی
اگه بی رنگه و پاره
برای تو اگه حتی
ارزش بوردن نداره
باسه من بود و نبوده
هر چی که دارم همینه
خورجینی که قلب
عاشق ترین مرد زمینه
لیست کل یادداشت های این وبلاگ